ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

شهید مدافع حرم هادی ذوالفقاری

هادی ذوالفقاری
هادی ذالفقاری

خاطرات شهید مدافع حرم هادی ذوالفقاری

    فلافل فروش ( از خاطرات شهید هادی ذالفقاری )

    فلافل فروش ( از خاطرات شهید هادی ذالفقاری )

    او هم کلاه را گذاشت روی سرش و گفت: به من میاد؟سید علی هم لبخندی زد و به شوخی گفت: دیگه تموم شد شهدا برای همیشه سرت کلاه گذاشتند. ادامه مطلب ...

    سس فرانسوی ( از خاطرات شهید هادی ذالفقاری )

    سس فرانسوی ( از خاطرات شهید هادی ذالفقاری )

    گفتم: پسر خوب، صورت مهم نیست، باطن و سیرت انسان‌ها مهم است که الحمدلله باطن تو بسیار عالی است. ادامه مطلب ...

    من زشت‌ام اگه شهید بشم هیچ‌کس برام کاری نمی‌کنه ( از خاطرات شهید ذالفقاری )

    من زشت‌ام اگه شهید بشم هیچ‌کس برام کاری نمی‌کنه ( از خاطرات شهید ذالفقاری )

    می‌گفت «من زشت‌ام! اگه شهید بشم هیچ‌کس برام کاری نمی‌کنه! تو یه پوستر برام بزن معروف بشم» و خندید…  ادامه مطلب ...

    مراقبه قبل از تولد( از خاطرات شهید هادی ذوالفقاری )

    مراقبه قبل از تولد( از خاطرات شهید هادی ذوالفقاری )

     همین خاطر شهید ذوالفقاری مداح هیئت رهروان شهدا و عاشق هیئت موج‌الحسین بود. کمدش پر بود از عکسهای حاج همت، شهید دین‌شعاری و ابراهیم هادی. می‌گفتند ادامه مطلب ...

وصیتنامه شهید مدافع حرم هادی ذوالفقاری

    وصیت نامه شهید هادی ذوالفقاری

    وصیت نامه شهید هادی ذوالفقاری

    اگر شد جایی که سرم می‌خورد به سنگ لحد یک اسم حضرت زهرا(س) بگذارند که اگر سرم خورد به آن سنگ آخ نگویم و بگویم یا زهرا(س) ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد