ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

چه عطر خوشبویی ( از خاطرات شهید غلامعلی پیچک )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
چه عطر خوشبویی ( از خاطرات شهید غلامعلی پیچک )
توی عملیات " مطلع الفجر" تیر خورد به سینه و گردنش
همون جا افتاد و به آسمون پر کشید
درگیری شدید شد و نتونستیم پیکر مطهرش رو برگردونیم
یه هفته بعد بچه ها تصمیم گرفتن جنازه غلامعلی رو برگردونن
به هر سختی بود برگردوندیم
خیلی تعجب آور بود
هر جنازه ای اگه یه هفته زیر آفتاب گرم جنوب بمونه حتما بو می گیره و تغییر میکنه
اما پیکر غلامعلی هیچ تغییری نکرده بود
دقت کردم دیدم بعد از یه هفته ، هنوز از گلوش خون تازه جاری میشه
انگار همین الان شهید شده باشه
خم شدم که صورتش رو ببوسم
خدا شاهده بوی عطر می داد
چه عطر خوشبویی بود....

موضوعات

پیام کاربران

زهرا ( بررسی نشده ) 3 هفته قبل سبامذاال پاسخ
نفس ( بررسی نشده ) 3 هفته قبل راذبلبطسابی پاسخ
لوگوی سایت ابر و باد