ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

دیدار علما

دیدار علما
دیدار علما

خاطرات

    درخواست نصیحت حاج اسماعیل دولابی

    درخواست نصیحت حاج اسماعیل دولابی

    سال اول جنگ بود. به مرخصی آمده بودیم. با موتور از سمت میدان سرآسیاب به سمت میدان خراسان در حرکت بودیم. ابراهیم عقب موتور نشسته بود.
    از خیابانی رد شدیم. ابراهیم یکدفعه گفت: امیر وایسا! من هم سریع آمدم کنار خیابان. با تعجب گفتم. چی شده؟! ادامه مطلب ...

    دیدار با آیت الله حسن زاده آملی (از خاطرات شهید احمدی روشن)

    دیدار با آیت الله حسن زاده آملی (از خاطرات شهید احمدی روشن)

    رفتیم قم از دفتر مراجع برای کانون نهج البلاغه کمک بگیریم. گفتم «بریم خونه ی آیت الله حسن زاده آملی.»
    سرظهر بود. حاج آقا آمد جلوی در. گفت «شما عقل ندارید دم ظهر در خونه مردم رو میزنید؟»
    اخلاق حاج آقا را میشناختم. گفتم «حاج آقا، دانشجو اگه عقل داشت، دانشگاه نمیرفت.»... ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد