ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

شهید علی اصغر خنکدار

علی اصغر خنکدار
علی اصغر خنکدار

خاطرات شهید علی اصغر خنکدار

    بچه ها من کربلا رامی بینم !( از خاطرات شهید علی اصغر خنکدار )

    بچه ها من کربلا رامی بینم !( از خاطرات شهید علی اصغر خنکدار )

    علی اصغر خنکدار در هنگام وداع، بلباسی را در آغوش گرفته بود و رهایش نمی کرد. در بین خداحافظی بچه ها، وداع آن دو نفر از همه تماشایی تر بود
    دقائقی قبل از عملیات والفجر8، علی اصغر چهره ای متفکرانه به خود گرفته بود. وقتی قایق ها بسمت فاو حرکت کردند ادامه مطلب ...

    لباس نو ( از خاطرات شهید خنکدار )

    لباس نو ( از خاطرات شهید خنکدار )

    اصغر در روز عروسیش حتی يک دست لباس نو هم نخريد. كاپشنی هم که پوشیده بود، برای رفيقش بود. كفشش هم اصلاً معلوم نبود برای كیه. ادامه مطلب ...

وصیتنامه شهید علی اصغر خنکدار

    وصیت نامه شهید علی اصغر خنکدار

    وصیت نامه شهید علی اصغر خنکدار

    خدایا، معبودا، بار الها به تقصیر خویش اعتراف کرده‌ایم و این بار نیز می‌گویم و می‌نویسم که انسانی گناهکارم و هیچ راهی برای خود نمی‌بینم و تنها روزنه امیدم به تو است و خدایا فقط تو را می‌پرستم و از تو یاری می‌جویم. خدایا بنده‌ای حقیر و ضعیفم و تحمل آتش‌هایی را که تجسم اعمال خلاف من می‌باشد را ندارم. دستم را بگیر و مرا در این امتحان الهی موفق و قلم عفو بر جرایم بکش.
    الهی به حق هشت و چارت زمان بگذر شتر دیدی ندیدی ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد