ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

شهید مدافع حرم مهدی صابری

مهدی صابری
مهدی صابری

خاطرات شهید مدافع حرم مهدی صابری

    کلاشینکفت ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    کلاشینکفت ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    .همیشه بهش می گفتم آخه تو با این هیکلت، تفنگ برای چی می خوای.اما اون عزیز به هممون ثابت کرد

    ادامه مطلب ...

    غریبه ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    غریبه ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    از کربلا که برگشتیم، چند روز بعد اوایل ماه ربیع الاول بود که یه سر اومده بود تا خداحافظی کنه ایندفعه که دیدمش با دفعات قبل خیلی فرق داشت.. ادامه مطلب ...

    حاجی اومدن ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    حاجی اومدن ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    سید"ابراهیم" میگفت:یه روز که "حاجی" اومده بودن مقر "مهدی" خواب بود بیدارش کردم گفتم: ادامه مطلب ...

    موشک های پیشرفته ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    موشک های پیشرفته ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

     به آقا "مهدی" اطلاع می دهند که عده ای از رزمندگان فاطمیون زخمی شده اند و به دلیل آتش سنگین دشمن و از جمله استفاده از موشک های هدایت شونده تاو ، امکان جابجایی مجروحین وجود نداره.. ادامه مطلب ...

    بمون تو خماریش ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    بمون تو خماریش ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    آخرش بلند شدم و بغلش کردم و بوسیدمش،یه کلمه ای هم ازش پرسیدم چی میشه به عربی گفت: ادامه مطلب ...

    حضرت علی اکبر (ع) ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    حضرت علی اکبر (ع) ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    شعری که با رسیدن ماشین به مقصد نتونست کلمه آخرش رو کامل کنه! حالا فهمیدم آنروز گریه جانسوز مهدی برای کدام یک از اولیای خدا بود! ادامه مطلب ...

    اربعین ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    اربعین ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    گفت : بابا من اربعین به کربلا رفته‌ام. آنجا اطراف آقا امام حسین(ع) و آقا ابالفضل(ع) خیلی شلوغ است اما من دوست دارم که اربعین .. ادامه مطلب ...

    شجاعت ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    شجاعت ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

    یک بار که جسد بچه ها جا مونده بود و تک تیر انداز دشمن نیز دید داشت، بدون ترس تک تک با نفر بر جسد بچه ها رو جمع بدون توجه به این که.. ادامه مطلب ...

    توله سگ کوچولو ( از خاطرات شهید مهدی صابر ی)

    توله سگ کوچولو ( از خاطرات شهید مهدی صابر ی)

    یه لحظه حس کردم صدای شالپ شولوپ آب میاد نگاه کردم دیدم مهدی باکله و دستاش رفته تو آب پاهاش لبه‌ی جوبه آوردمش بیرون ادامه مطلب ...

    بهشت معصومه(س) ( از خاطرات شهید علی تمام زاده )

    بهشت معصومه(س) ( از خاطرات شهید علی تمام زاده )

    شھید ابوعلی میگفت: شھید علی تمام زاده علاقه ی خاصی نسبت به شھید مھدی صابری داشت..

      ادامه مطلب ...

وصیتنامه شهید مدافع حرم مهدی صابری

    وصیت نامه شهید مهدی صابری

    وصیت نامه شهید مهدی صابری

    روسیاهم. روسیاهم که با 25 سال سن نتونستم تو رابطه ی عبد و معبودی اونجوری که باید و شاید وظیفه ی عبد رو به نحو شایسته و بایسته انجام بدم. ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد