ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

نگاه معصومانه ( از خاطرات شهید سجاد طاهرنیا )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
نگاه معصومانه ( از خاطرات شهید سجاد طاهرنیا )
در مزار شهدا  دیدمش  از آن دوست هایی بود که هروقت رشت می‏‌آمد حتما یک شام  در منزل ما مهمان بود

و یا اگر من قم می رفتم حتما منزلشان  می‏‌رفتم آن روز هم دعوتش کردم

اما گفت آمده‌‏ام به مادرم سر بزنم و بروم، گفت که ماموریتی در پیش دارم اگر همدیگر را ندیدیم حلالم کن برادر،

گفتم این چه حرفی است اما آن حلالیت طلبی خیلی جدی بود بعد رفت  کنار قبور مطهر شهدا

 می دیدم گردنش را کج کرده و با نگاه معصومانه ای به قبور شهدا خیره شده است......

پیام کاربران

هاشم کاشانیان 4 سال قبل واقعا اونا کجا ما کجا پاسخ
لوگوی سایت ابر و باد