ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

اردن را دور زدیم! ( از خاطرات شهید حمید باکری )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
اردن را دور زدیم! ( از خاطرات شهید  حمید باکری )
در اولین ساعت عملیات خیبر، 900 نفر به اسارت در آمدند . 
در بین این اسیران ، یک سرتیپ عراقی هم که فرماندهی نیروها را به عهده داشت بود. 
حمید خطاب به آنها گفت : مواظب خودتان باشید ، اگر قصد فرار یا کار دیگری را در سر داشته باشید ، همه تان را به رگبار می بندیم .
 
سرتیپ عراقی پرسید : شما چطور به این جا آمدید؟
حمید شوخی ، جدی به او گفت : ما اردن را دور زدیم و از طرف بصره به این جا آمده ایم.
سرتیپ عراقی مجددا" پرسید: پس آن نیروهایی که از روبرو می آیند از کجا آمده اند؟
حمید با دست به زمین اشاره کرد و گفت: از زمین روئیده اند! 

این جا بود که چشم های فرمانده عراقی داشت از حدقه بیرون می زد....!!

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد