ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

چهارشنبه سوری ( از خاطرات شهید محمد بلباسی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
چهارشنبه سوری ( از خاطرات شهید محمد بلباسی )
یکسال که ماه رمضان مقارن شده بود با ایام عید، محمد گفت من وضو می­‌گیرم بروم مسجد.
شب چهارشنبه­ سوری هم بود، موقع رفتن بچه­‌های محل بهش می­‌گویند بیا برویم آتش بازی،
او می­‌گوید دارم می­‌روم مسجد، امشب شب قدر هم هست و نباید جشن چهارشنبه­ سوری بگیرید.
بچه­‌ها هم برای اینکه اذیتش کنند بطری نوشابه پر از بنزین را خالی می‌کنند روی محمد و لباسش آتش می­‌گیرد.
بر اثر آن اتفاق پایش به شدت سوخت و با زحمت در بیمارستان مداوا شد
راوی :مادر شهید

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد