ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

شب زنده داری

شب زنده داری
شب زنده داری

خاطرات

    سرمای دم صبح ( از خاطرات شهید زین الدین )

    سرمای دم صبح ( از خاطرات شهید زین الدین )

    شاگرد مغازه ی کتاب فروشی بودم. حاج آقا گفت « می خواهیم بریم سفر. تو شب بیا خونه مون بخواب. » بد زمستانی بود. سرد بود. زود خوابیدم. ساعت حدود دو بود. در زدند. فکر کردم خیالاتی شده ام. در را که باز کردم، ادامه مطلب ...

    نماز شب ( از خاطرات شهید مسلم خیزاب )

    نماز شب ( از خاطرات شهید مسلم خیزاب )

     پس از هر نماز، آیت الکرسی، تسبیحات حضرت زهرا، سه بار سوره توحید، صلوات و آیات دو و  سه سوره طلاق را حتماً تلاوت می‌کرد.. ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد