ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

مهریه

مهریه
مهریه

خاطرات

    مهریه ( از خاطرات شهید دقایقی )

    مهریه ( از خاطرات شهید دقایقی )

    سال 58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم، مادرم مهر مرا بالا گرفته بود تا حداقل یک چیز این ازدواج که از دید آنها غیر معمول بود، شبیه بقیه مردم شود. ادامه مطلب ...

    یک سکه به نیت امام (ره) ( از خاطرات شهید ناصر کاظمی )

    یک سکه به نیت امام (ره) ( از خاطرات شهید ناصر کاظمی )

    ​وقتی آمدند برای تعیین مهریه، اول از رسم و رسوم ما پرسید واین که دوست دارم مهریه ام چه قدر باشد. گفتم: خیلی دوست دارم برم مکه.. ادامه مطلب ...

    جهیزیه نقدی ( از خاطرات شهید آبشناسان )

    جهیزیه نقدی ( از خاطرات شهید آبشناسان )

    ​پدرم ارتشی بود و می دانست که زندگی مان خانه به دوشی است و وسایلمان در نقل مکان کردن از بین می رود؛ برای اینکه جهیزیه‌ام را کامل داده باشد و خرج تجملات هم نکرده باشد، ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد