ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

شفاعت

شفاعت
شفاعت

خاطرات

    شاید این آخرین ماموریتم باشد ( خاطره آخرین دیدار با شهید حسین همدانی )

    شاید این آخرین ماموریتم باشد ( خاطره آخرین دیدار با شهید حسین همدانی )

    سردار همدانی نمونه واقعی یک انسان کامل به شمار می‌رفت و چه با دشمنانش و دوستانش بزرگمنشانه برخورد می‌کرد و اگر کسی اشتباه و خطایی می‌کرد سردار همدانی به راحتی از آن چشم می‌پوشید ادامه مطلب ...

    به شرط شفاعت ( از خاطرات شهید حسین همدانی )

    به شرط شفاعت ( از خاطرات شهید حسین همدانی )

    سردار از همسرش خواسته بود تا تمام فرزندان را دور هم جمع کند، با اینکه پسر بزرگشان مشغله داشت اما سردار اصرار کرد تا حتما خودش را به جمع خانواده برساند، آن شب  روحیه شادابی داشت .

      ادامه مطلب ...

    شفاعت ( از خاطرات شهید رحیم کابلی )

    شفاعت ( از خاطرات شهید رحیم کابلی )

    در زمان جنگ دوست صمیمی داشت به نام «مهران». مرخصی گرفته بود که چند روزی بیاید به خانه. قبل از آمدن به  او می­‌گوید اگر شهید شدی مرا شفاعت می­‌کنی؟ گفت: ادامه مطلب ...

    پرچم سه رنگ ( از خاطرات شهید حسن قاسمی دانا )

    پرچم سه رنگ ( از خاطرات شهید حسن قاسمی دانا )

    پرچم خاکی و پاره بود. اول آن را به سر و صورتش کشید و بعد به من گفت:
    «این را یک جایی بگذار که فراموش نکنی. هروقت من مُردم آن را روی جنازه‌ام بکش». ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد