ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

نان خشک ( خاطره ای از شهید حسن باقری )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
نان خشک ( خاطره ای از شهید حسن باقری )
عصر بود که از شناسایی آمد.
انگار با خاک حمام کرده بود. 
از غذا پرسید. 
نداشتیم یک از بچه ها تندی رفت ، از نزدیکی شهر چند سیخ کوبیده گرفت . 

کباب ها را که دید ، گقت : این چیه ؟
 بشقاب را زد کنار و گفت: هرچی بسیجی ها خوردن ، از همون بیار. نیست، نون خشک بیار...

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد