ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

زندگی و نماز ( از خاطرات شهید آوینی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
زندگی و نماز ( از خاطرات شهید آوینی )
به نماز سید كه نگاه می‌كردم،
ملائك را می‌دیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشسته‌اند.
رو به قبله ایستادم. اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.
گفتم: «نمی‌دانم‏, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
به چشمانم خیره شد.
«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.»
 

مطالب دیگر از این اشخاص

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد