ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

شال عزا ( از خاطرات شهید حسن قاسمی دانا )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
شال عزا ( از خاطرات شهید حسن قاسمی دانا )
 این شالشو فقط محرم دور گردنش می انداخت . تا آخر بعد به من می گفت بشورم و میذاشت . کنار تا محرم سال بعد . 
محرم 92 می خواست جمع کنه گفتم: هنوز نشستم . گفت: می خوام همینطورى نگه دارم . منم قسم داد که یه وقت نشورم .
و همونطور گذاشتم کنار . تا روز رفتنش شالشو از من خواست و با خودش برد .
نمی دونم چى تو دلش می گذشت . فقط اینو میدونم . که شالشو برد تا روز وفات حضرت زینب تو سوریه استفاده کند .
ولى دقیقا روز وفات حضرت تو مشهد پیکر قشنگش هم بستر خاک شد .

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد