ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

استغفار ( از خاطرات شهید تورجی زاده )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
استغفار ( از خاطرات شهید تورجی زاده )
محمد رضا که از جبهه که می اومد و واسه چند روز خونه بود ، ماها خیلی از حضورش خوشحال بودیم .

 میدیدم نماز شب میخونه و حال عجیبی داره !

یه جوری شرمنده خداست و زاری میکنه که انگار بزرگترین گناه رو در طول روز انجام داده . یه روز صبحازش پرسیدم :

چرا انقدر  استغفار میکنی؟ از کدام گناه می نالی؟

جواب داد: همین که اینهمه خدا بهمون نعمت داده  و ما نمیتونیم شکرش رو به جا بیاریم بسیار جای شرمندگی داره...

راوی :خواهر شهید

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد