ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

سجده

سجده
سجده

خاطرات

    شهادت در سجده ( خاطره ای از شهید یوسف شریف )

    شهادت در سجده ( خاطره ای از شهید یوسف شریف )

    می گفت « دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم »
    یکی از دوستانش می گفت : در حال عکس گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است . فکر کردم نماز می خواند ؛ اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و وقت نماز گذشته ادامه مطلب ...

    وقت اختصاصی برای خدا ( خاطره ای از شهید حجت السلام مصطفی ردانی پور )

    وقت اختصاصی برای خدا ( خاطره ای از شهید حجت السلام مصطفی ردانی پور )

    گفتم:" با فرمانده تان کار دارم."
    گفت:"الان ساعت یازده است،ملاقاتی قبول نمی کند."
    رفتم پشت در اتاقش در زدم،گفت:"کیه؟" ادامه مطلب ...

    پای تلفن سجده کرد ( از خاطرات شهید بابایی )

    پای تلفن سجده کرد ( از خاطرات شهید بابایی )

    برای دیدن من و بچه آمد قزوین .از خوشحالی این که بچه دار شده از همان دم در بیمارستان به پرستار ها و خدمتکارها پول داده بود ادامه مطلب ...

    سرمای دم صبح ( از خاطرات شهید زین الدین )

    سرمای دم صبح ( از خاطرات شهید زین الدین )

    شاگرد مغازه ی کتاب فروشی بودم. حاج آقا گفت « می خواهیم بریم سفر. تو شب بیا خونه مون بخواب. » بد زمستانی بود. سرد بود. زود خوابیدم. ساعت حدود دو بود. در زدند. فکر کردم خیالاتی شده ام. در را که باز کردم، ادامه مطلب ...

    انگشتر عقیق ( از خاطرات شهید علی ماهانی )

    انگشتر عقیق ( از خاطرات شهید علی ماهانی )

    علی آقا علاقه مند بود با صورت به سجده برود و همه کسانی که او را می دیدند همه سجده هایش به صورت بود و به شدت به نماز شب مقید بود ضمن اینکه کارهای خودش را به صورت معمولی وعادی انجام می داد و تا کسی با او دوست نمی شد نمی توانست.. ادامه مطلب ...

    بی سیم چی ( از خاطرات شهید خرازی )

    بی سیم چی ( از خاطرات شهید خرازی )

    بی سیم چی حاجی بودم . یک وقت هایی خبر های خوب از خط می رسید و به حاجی می گفتم. بر می گشتم میدیدم توی سجده است..
    ادامه مطلب ...

زندگینامه

    زندگینامه شهید محمد رضا عقیقی

    زندگینامه شهید محمد رضا عقیقی

    در خانواده‌اي متدين و مذهبي ودر سال هزار و سيصد و چهل و يک ه ش در شيراز ديده به جهان گشود. دستهاي پرعطوفت خانواده, او را از همان كودكي به آغوش مهربان مساجد سپرد تا با صداي گرم خود گلدسته ها را به آواي اذان بنوازد و نواي توحيد و دعوت به خيرالعمل را در همه جا سر دهد. ادامه مطلب ...

لوگوی سایت ابر و باد