ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

وقت اختصاصی برای خدا ( خاطره ای از شهید حجت السلام مصطفی ردانی پور )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
وقت اختصاصی برای خدا ( خاطره ای از شهید حجت السلام مصطفی ردانی پور )
گفتم:" با فرمانده تان کار دارم."

گفت:"الان ساعت یازده است،ملاقاتی قبول نمی کند."

رفتم پشت در اتاقش در زدم،گفت:"کیه؟"

گفتم :"مصطفی من هستم.""

گفت :"بیا تو."

سرش را از سجده بلند کرد ،چشمهای سرخ، خیس اشک و رنگش پریده بود.

نگران شدم :"گفتم چه شده مصطفی؟ خبری شده؟کسی طوری اش شده؟"

دو زانو نشست. سرش را انداخت پایین.زُل زد به مهرش .دانه های تسبیح را یکی یکی از لای انگشتهایش رد می کرد.

گفت :"ساعت یازده تا دوازده هر روز را فقط برای خدا گذاشتم.بر می گردم کارهایم را نگاه می کنم.

از خودم می پرسم کارهایی که کردم ،برای خدا بود یا برای دل خودم؟"

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد