ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

مدارا با اسیر ( از خاطرات حاج احمد متوسلیان )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
مدارا با اسیر ( از خاطرات حاج احمد متوسلیان )
حاج احمد آمد طرف بچه‌ها.از دور پرسيد«چي شده؟»

يک نفر آمد جلو و گفت«هرچي به‌ش گفتيم مرگ بر صدام بگه،نگفت

به امام توهين کرد،من هم زدم توي صورتش.»

حاجي يک سيلي خواباند زير گوشش.

ـ کجاي اسلام داريم که مي‌تونيد اسير رو بزنيد؟!اگه به امام توهين کرد،يه بحث ديگه‌س.تو حق نداشتي بزنيش.

موضوعات

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد