ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

تنها آرزو ( از خاطرات شهید برونسی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
تنها آرزو ( از خاطرات شهید برونسی )
گفت: «توی دنیا بعد از شهادت فقط یک آرزو دارم: اونم اینکه تیر بخوره به گلوم».
 تعجب کردیم. 
بعد گفت: «یک صحنه از عاشورا همیشه قلبمو آتیش می زنه؛ بریده شدن گلوی حضرت علی اصغر»

والفجر یک بود که مجروح شد. یک تیر تو آخرین حد گردنش خورده بود به گلوش.
وقتی می بردنش عقب، داشت از گلوش خون می آمد.

می گفت: آرزوی دیگه ای ندارم مگر شهادت.

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد