ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

پسته کیلویی چند؟ (خاطره ای از شهید محمود کاوه )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
پسته کیلویی چند؟ (خاطره ای از شهید محمود کاوه )
زن کە وارد مغازه شد چهره ی محمود در هم رفت. سرش را انداخت زیر، لبش داشت زیر دندانش هایش پاره می شد

هرچه زن می پرسید پسته کیلویی چند؟ جواب نمی داد

آخرش هم گفت: ما جنس نمی فروشیم.

زن با عصبانیت گفت مگه دست خودته؟ پس چرا در مغازه ات را نمی بندی؟

همان طور کە سرش زیر بود گفت: هر وقت حجابت را درست کردی بیا تا بەت جنس بدم.

موضوعات

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد