ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

بیسیم چی ( از خاطرات شهید مجید سپاسی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
بیسیم چی ( از خاطرات شهید مجید سپاسی )
خیلی دوست داشتم یه روز بی سیم چی حاج مجید بشم.
والفجر ۱۰ بلاخره به هم رسیدیم.
همون اول گفت:من تا حالا بی سیم چی زنده نداشتم، اگه می ترسی الان برگرد!
گفتم :اختیار داری منم تا حالا گوشی بی سیم به دست کسی ندادم مگراینکه شهید شده.
گفت: ببینیم, تو برنده ای یا من .
پشت تخته سنگی نشسته بودیم. صدای سوت خمپاره آمد.
یک لحظه دیدم سرش روی شانه ام است. گرمی خونش را روی شانه ام حس می کردم.
یه ترکش کوچولو خورده بود به شقیقه اش...!
 

مطالب دیگر از این اشخاص

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد