ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

تمیز کردن فریزر ( از خاطرات شهید حسین همدانی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
تمیز کردن فریزر ( از خاطرات شهید حسین همدانی )
فردای عید غدیر بود. قرار بود قبل از اعزام مجددش و رفتن به ماموریت به کارهای اداری و غیر اداریش بپردازد و سر و سامانش بدهد.
مدتی در اتاق مشغول بودم. جانمازش مانند همیشه رو به قبله باز بود.
 بلند شدم و بیرون رفتم. چشمهایم از تعجب گرد شد؛ حاج آقا جلوی در فریزر بود و مشغول تمیز کردن آن.
گفتم : مگه شما بیرون نبودید؟کی آمدین من متوجه نشدم؟! چرا زحمت می کشید؟
نگذاشت حرفم را ادامه بدهم؛ لبخندی زد و گفت: دیدم کمرت درد می کند گفتم قبل از رفتن دستی به این فریزر بکشم شما اذیت نشی...

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد