ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

وفای به عهد ( خاطره ای از شهید مصطفی چمران )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
وفای به عهد ( خاطره ای از شهید مصطفی چمران )
همسر شهید :

روزی که مصطفی به خاستگاری من آمد مادرم به او گفت :

 این دختر صبح ها که از خواب پا می شود ، در فاصله ای که دستش را شسته و مسواک می زند ، یک نفر تختش را مرتب کرده است و لیوان شیر را جلوی در اتاقش آورده اند و قهوه را آماده کرده اند. شما می توانید با این دختر ازدواج کنید ؟

مصطفی که خیلی آرام گوش می کرد ؛ گفت :

(( من نمی توانم برایش مستخدم بگیرم ، ولی قول می دهم تا زنده ام ،وقتی بیدار شد ، تختش را مرتب کنم و لیوان شیر و قهوه را روی سینی بیاورم روی تخت.))

تا وقتی شهید شد این کار را می کرد ، خودش قهوه نمی خورد اما چون می دانست ما لبنانی ها عادت داریم ؛ درست می کرد و وقتی منعش می کردم ، می گفت :

((من به مادرتان قول داده ام تا زنده ام این کار را برای شما بکنم.))

منبع : سر رسید یاران ناب سال ۱۳۹۱
 

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد