ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

اشکهاش سرازیر بود ( از خاطرات شهید ماشاالله شیخی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
اشکهاش سرازیر بود ( از خاطرات شهید ماشاالله شیخی )
وقتي با خداي خودش چه در تنهايي و چه تو جمع راز و نياز مي كرد، اشكهاش هم سرازير مي شد ، خصوصاً در نمازهاي مغرب.

وقتايي كه من كنارش بودم مي ديدم چطور گريه مي كنه و از خداي خودش طلب شهادت مي كنه.

براي او فرق نمي كرد نمازهاي يوميه باشه يا نماز شب ، دعاي توسل باشه يا زيارت عاشورا ، كميل باشه يا ندبه؛

وقتي مي ديديش توي درياي نور و عرفان غرق شده بود و شهادت را از خداي خودش مي خواست........

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد