ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

زندگیش جنگ شده بود ( از خاطرات شهید مجتبی هاشمی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
زندگیش جنگ شده بود ( از خاطرات شهید مجتبی هاشمی )
سخت ترین دوران زندگی ما تازه بعد از انقلاب و شروع جنگ آغاز شد.
سید دیگر در خانه نمی ماند.
من بودم و 5 تا بچه قد و نیم قد، هر روز خودم می رفتم و کرکره مغازه را بالا می کشیدم و کار می کردم.
سید هم خیالش از بابت من راحت بود.
وقتی هم که می آمد تهران کارش این طرف و آن طرف دویدن بود تا اسلحه تهیه کند و یا غذا برای نیروهایش بفرستد و یا به خانواده شهدا سرکشی و به آنها کمک مالی کند.

 وقتی شهید شد، تازه متوجه شدیم چقدر بدهکاری از بابت خرید جنس برای جبهه دارد.
چند میلیون تومان بود که مجبور شدیم خانه را بفروشیم.
حالا شما توجه کنید که ما سه دستگاه خانه شخصی داشتیم و از نظر تمکن مالی وضع مان خوب بود،
اما سید همه اینها را خرج جنگ کرد.

زندگیش شده بود جنگ، حتی نتوانست شاهد رشد بچه هایش باشد.....

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد