ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

شوخی ( از خاطرات شهیدمحمود رضا بیضایی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
شوخی ( از خاطرات شهیدمحمود رضا  بیضایی )
محمودرضا گاهی با اهلش به‌قدری شوخ بود که تا سر کار گذاشتن وحشتناک طرف پیش می‌رفت، من به‌عنوان برادرش هیچ‌وقت طرف شوخی او قرار نگرفتم. این از چیزهایی است که هنوز هم یادآوری‌اش مرا شرمنده می‌کند. محمودرضا ادب بسیار زیادی با بزرگتر داشت و حق ادب را ادا می‌کرد. با هم زیاد می‌خندیدیم. خیلی پیش می‌آمد که چیزی از اتفاقات کارش یا مسائل روزمره یا حتی سر کار گذاشتن دوستانش تعریف می‌کرد و می‌خندیدیم اما هیچ‌وقت نشد من طرف شوخی کوچکی از او قرار بگیرم.

مطالب دیگر از این اشخاص

پیام کاربران

پروین ( بررسی نشده ) 6 ماه قبل شهید بیضایی .... پاسخ
لوگوی سایت ابر و باد