ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

من زودتر از جنگ تموم میشم! (خاطره ای از شهید همت)

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
من زودتر از جنگ تموم میشم! (خاطره ای از شهید همت)
وقتي به خانه مي آمد ، من ديگر حق نداشتم كار كنم .
بچه را عوض مي كرد ، شير برايش درست مي كرد . سفره را مي انداخت و جمع مي كرد ، پابه پاي من مي نشست ، لباس ها را مي شست ، پهن مي كرد ، خشك مي كرد و جمع مي كرد .
آن قدر محبت به پاي زندگي مي ريخت كه هميشه به او مي گفتم : درسته كه كم مي آيي خانه ؛ ولي من تا محبت هاي تو را جمع كنم ، براي يك ماه ديگر وقت دارم .
نگاهم مي كرد و مي گفت : تو بيش تر از اين ها به گردن من حق داري .
يك بار هم گفت : من زودتر از جنگ تمام مي شوم وگرنه ، بعد از جنگ به تو نشان مي دادم تمام اين روزها را چه طور جبران مي كردم.

به روایت همسر شهید حاج ابراهیم همت

مطالب دیگر از این اشخاص

پیام کاربران

محمد ( بررسی نشده ) سال قبل عالی بود پاسخ
لوگوی سایت ابر و باد