ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

خواستگاری ( از خاطرات شهید همت )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
خواستگاری ( از خاطرات  شهید همت )
بهش‌ پيله‌ كرده‌ بوديم‌ كه‌ بيا برويم‌ برات‌ آستين‌ بالا بزنيم‌.
گفت‌ : باشه‌.
فكر نمي‌كرديم‌ بگذارد حتي حرفش‌ را بزنيم‌.
خوش‌حال‌ شديم‌.
گفت‌ :
 « من‌ زني‌ مي‌خوام‌ كه‌ تا قدس‌ همراهم‌ بياد

موضوعات

مطالب دیگر از این اشخاص

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد