ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

چشم های قشنگ ( از خاطرات شهید همت )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
چشم های قشنگ ( از خاطرات شهید همت )
یه روز نگاه کردم تو چشمای حاج ابراهیم ، گفتم ابراهیم چشمات چقدر قشنگن ،

گفتم چشمای تو خیلی زیبان و خدا چیزای زیبا رو برای ما نمی ذاره تو این دنیا برای خودش بر می داره

مطمئنم حاجی تو وقتی شهید بشی سرت جدا می شه چشماتو خدا می بره.

همسر حاج ابراهیم همت می گه چشمای ابراهیم من بخاطر این قشنگ بود

یکی بخاطر اینکه این چشم ها هیچوقت به گناه باز نشد

دوم اینکه هر وقت خونه بود سحر پا می شدم می دیدم چشمای قشنگ حاج ابراهیم دارن در خونه خدا چه اشکی می ریزن

گفتم من مطمئنم این چشما رو خدا خاطر خواه شده چشمات نمی مونه

آخرش هم تو عملیات خیبر از بالای دهانش و لبهاش سرش رفت چشما رو خدا با قابش برداشت و برد.

مطالب دیگر از این اشخاص

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد