ابر و باد

خاطرات شهدا - زندگینامه شهدا - وصیتنامه شهدا و ...

دری به بهشت ( خاطره ای از شهید کاظمی )

اشتراک گذاری این مطلب در تلگرام
دری به بهشت ( خاطره ای از شهید کاظمی )
همراه سردار رفته بودیم اصفهان ، مأموریت .

موقع بر گشتن ، بردمان تخت فولاد .

به گلزار شهدا که رسیدیم ، گفت : بچه ها ؛دوست دارین دری از درهای بهشت رو به شما نشون بدم ؟ !

گفتیم : چی از این بهتر سردار !

کفش هایش را در آورد ، وارد گلزار شد .

یکراست بردمان سر مزار شهید خرازی . گفت ، با یقین گفت : از این قبر مطهر دری به بهشت باز می شه .

نشستیم . موقع فاتحه خواندن ، حال و هوای سردار تماشایی بود .

توی آن لحظه ها هیچکدام از ما نمیدانستیم که این حال و هوا ، حال و هوای پرواز است ؛ به ده روز نکشید که

خبر آسمانی شدن خودش را هم شنیدیم .

وصیت کرده بود حتما کنار شهید خرازی دفنش کنند . دفنش هم کردند .

تازه آن روز فهمیدیم که بنا بوده از اینجا ، در دیگری هم به بهشت باز بشود !

 

موضوعات

مطالب دیگر از این اشخاص

پیام کاربران

لوگوی سایت ابر و باد